H
.زيستگاه آينه ديدگاه است ديدگاه  
نوشته‌های برگزيده 
اداى دين به يک نويسنده
اعتبار نوشتار
انواع نقل قول
اولين کتاب تعبير خواب
اهميت سهراب سپهرى
به احترام توحش
به خاطر آوردن آينده
پيچيده‌سازى و توهم فهميدن
پيشنهادى براى بهبود عروض فارسى
جهل دانش‌مآبانه
چارچوب‌هاى جداگانه تجربه
چرخ‌فلک‌هاى شهربازى روح
خاستگاه عقاب
خالى قاب‌کرده
در آرزوى بدنى زيباتر
در باب تحقير
در باب هنر
درون‌پيدايى و دگرگونه‌آميزى
دستورالعمل‌هاى عمل‌نشده
راز گل سرخ
زبان فارسى در هنگامه دگرگونى‌هاى شتابنده
شفاهى‌نويسى در اينترنت
علاقه گوته به فرهنگ ايرانى
گريه در فرهنگ ايرانى
لات‌منشى در ميان روشنفکران
مفاهيم کلى
نکته‌اى در باب شاخص‌هاى اجتماعى
نگاهى به جملات مترادف
نگاهى به دگرگونى آوايى در زبان فارسى
نگاهى به هنر عامه
نگاهى به ياهاى ميانجى
همدلى
... همه نوشته‌ها 
Thursday, September 02, 2004-
مصوت‌هاي فشرده زبان فارسي
اعتقادِ عمومي، بر اين است كه "در فارسي 6 مصوت داريم:
سه مصوت كوتاه: ــَـ a    ــِـ e    ــُـ o
سه مصوت بلند: آ á    اي i    او u
بقيه اصوات را صامت گويند."
(آشنايي با عروض و قافيه - دكتر سيروس شميسا - انتشارات فردوس - چاپ ششم: 1372 - ص 17)

اما، به گمانِ من، در فارسي، سه مُصَوّتِِ غيرِرسميِ ديگر هم داريم، كه از نظرِ تلفظ، بسيار، شبيهِ مصوت‌هاي بلندِ موجوداند، با اين تفاوت، كه كوتاه‌اند. اين مصوت‌هاي غيررسمي، كه از اين پس، آنها را "مصوت‌هاي فشرده" مي‌ناميم، فاقدِ نشانه‌ي نوشتاري جداگانه‌اند، و با همان نشانه‌هاي نوشتاري مصوت‌هاي بلند، نشان داده مي‌شوند، و بهترين راهِ شناساييِ آنها، قرار دادنِ واژ‌ه‌هاي دَربَردارَنده‌ي آنها، در اوزانِ عروضي‌ست:

"قوقولي قو! گشاده شد دل و هوش" (= ~ = = ~ = ~ = ~ ~ =)
"صبح آمد. خروس مي‌خواند" (= ~ = = ~ = ~ = = =)
(خروس مي‌خواند - نيما يوشيج)

"نازلي سخن نگفت" (= = ~ = ~ =)
"نازلي ستاره بود" (= = ~ = ~ =)
"يك دم درين ظلام درخشيد و جست و رفت ..." (= = ~ = ~ = ~ ~ = = ~ = ~ =)
(مرگ "نازلي" - احمد شاملو)

"گيج شدم" (= ~ ~ =)
"جست زدم روي كوه نقشه‌ي جغرافي:" (= ~ ~ = = ~ = ~ = ~ ~ = = =)
"آي، هليكوپتر نجات!" (= ~ ~ = = ~ = ~ =)
(اي شور، اي قديم - سهراب سپهري)

واژه‌هاي داراي مصوت‌هاي فشرده، اگر به شيوه‌ي رسمي اَدا شوند، به گوشِ فارسي‌زبانان، بيگانه مي‌آيند، و اگر به شيوه‌ي طبيعي اَدا شوند، با قواعدِ عروض نمي‌خوانند. به واژه‌هاي "قوقولي قو"، "نازلي" و "هليكوپتر"، و شيوه‌ي كاربُردشان در شعرهاي بالا، توجه كنيد. براي نمونه، وزنِ "هليكوپتر"، با بيانِ رسمي، (~ = = ~ =) است، و با بيانِ طبيعي، (~ = = =). دليلِ ناآشنا شدنِ واژه‌هاي داراي مصوتِ فشرده، در روندِ اَداي رسمي، جايگزيني مصوت‌هاي فشرده، با مصوت‌هاي بلندِ متناظرشان است.

بياييد، براي اين كه، تصورِ (نه دقيقتر، كه) بهتري، از مصوت‌هاي فشرده داشته باشيم، آنها را مقايسه كنيم، با مصوت‌هاي بلندِ متناظرشان، در زبان فارسي، و مصوت‌هاي (نه كاملاً) مشابه‌شان، در زبانِ انگليسي:

مصوتِ بلندِ Á ، شبيهِ "a" در father ادا مي‌شود، و مصوتِ فشرده‌ي á شبيهِ "a" در about ادا مي‌شود.
مصوتِ بلندِ I ، شبيهِ "e" در be ادا مي‌شود، و مصوتِ فشرده‌ي i شبيهِ "e" در default ادا مي‌شود.
مصوتِ بلندِ U ، شبيهِ "oo" در boot ادا مي‌شود، و مصوتِ فشرده‌ي u شبيهِ "oo" در book ادا مي‌شود.
(بر اساسِ تلفظِ The American HeritageŽ Dictionary of the English Language 4th Ed)

به گمانِ من، بسياري از واژه‌هاي عاميانه‌ي متداول، و بسياري از واژه‌هايي، كه با تلفظي، نزديك به اصل، (از زبان‌هاي ديگر) به زبان فارسي مي‌آيند، داراي مصوت فشرده‌اند. به همين دليل، به رَسميت شناختنِ مصوت‌هاي فشرده، در همه‌ي زمينه‌هاي زباني، خصوصاً، در راهنماي تلفظِ واژه‌نامه‌هاي فارسي، امري، اجتناب‌ناپذير است.

End 
     
Previous Entry     Home     Next Entry
Hide
The Donya Times    تلگرام    سايت شخصی    سايت علوم    فال حافظ    مجله عين    ملاک    هنرسرا
All rights reserved to Homaioon Eslami. .کليه حقوق برای همايون اسلامی محفوظ است