نقلِ قول، يعني: بازگوييِ گفتههاي ديگران، و به گمانِ من، سه گونه است:
1. نقلِ قولِ مستقيم: بازگوييِ واژهبهواژهي تمام يا بخشي از گفتاري، كه به تنهايي، معناي كاملي دارد. در اين گونه نقلِ قول، همهي گفتارِ بازگوييشده را، در گيومه ميگذارند. مانندِ:
"در نوشتههاي من جايي براي بيحقيقتي و ناراستي نيست زيرا عقيدهي تزلزلناپذيرم اين است كه هيچ مذهبي جز حقيقت وجود ندارد و به همين جهت هر چيزي را كه قرار باشد به قيمت صرفنظر كردن از حقيقت به دست آورم، رد ميكنم."
"در نوشتههايم كينه و نفرتي نسبت به هيچكس وجود ندارد. زيرا عقيدهي استوارم اين است كه محبت دنيا را برپا نگاه ميدارد. زندگي تنها در جايي هست كه محبت هست."
"زندگي بدون محبت مرگ است. محبت روي ديگر سكهاي است كه يك روي آن حقيقت است. عقيدهي راسخ من اين است كه با حقيقت و محبت ميتوان تمام دنيا را مسخر كرد."
(همه مردم برادرند - مهاتما گاندي - ترجمه: محمود تفضلي - چاپ هشتم: 1367 - ص 123)
|
2. نقلِ قولِ غيرِمستقيم (نقلِ به مضمون): بازگوييِ مضمونِ گفتاري، با واژهها و جملههايي متفاوت. مانندِ:
|
گاندي، از ناراستي، نفرت دارد. مذهبِ او، حقيقت است، و حاضر نيست، براي رسيدن به هيچچيزي، از آن، چشم بپوشد.
|
3. نقلِ قولِ شِبهِمستقيم: بازگوييِ مضمونِ گفتاري، از طريقِ درآميختنِ گزيدههايي از آن گفتار، كه هيچكدام، به تنهايي، معناي كاملي ندارند، با واژهها و جملههايي متفاوت. در اين گونه نقلِ قول، گزيدههاي گفتارِ اصلي را، در گيومه ميگذارند. مانندِ:
|
گاندي، "كينه و نفرتي نسبت به هيچكس" ندارد. زيرا به اعتقادِ او، "محبت" است، كه "دنيا را برپا نگاه ميدارد". او، "زندگي بدون محبت" را، "مرگ" ميداند. |
البته، گاهي، در بعضي از متون، هرسه گونهي نقلِ قول، درهم آميخته ميشود.