H
.زيستگاه آينه ديدگاه است ديدگاه  
نوشته‌های برگزيده 
اداى دين به يک نويسنده
اعتبار نوشتار
انواع نقل قول
اولين کتاب تعبير خواب
اهميت سهراب سپهرى
به احترام توحش
به خاطر آوردن آينده
پيچيده‌سازى و توهم فهميدن
پيشنهادى براى بهبود عروض فارسى
جهل دانش‌مآبانه
چارچوب‌هاى جداگانه تجربه
چرخ‌فلک‌هاى شهربازى روح
خاستگاه عقاب
خالى قاب‌کرده
در آرزوى بدنى زيباتر
در باب تحقير
در باب هنر
درون‌پيدايى و دگرگونه‌آميزى
دستورالعمل‌هاى عمل‌نشده
راز گل سرخ
زبان فارسى در هنگامه دگرگونى‌هاى شتابنده
شفاهى‌نويسى در اينترنت
علاقه گوته به فرهنگ ايرانى
گريه در فرهنگ ايرانى
لات‌منشى در ميان روشنفکران
مفاهيم کلى
نکته‌اى در باب شاخص‌هاى اجتماعى
نگاهى به جملات مترادف
نگاهى به دگرگونى آوايى در زبان فارسى
نگاهى به هنر عامه
نگاهى به ياهاى ميانجى
همدلى
... همه نوشته‌ها 
Thursday, March 31, 2005-
جهل دانش‌مآبانه
تا کنون، چند فيلم يا کارتون، بر اساسِ کتاب‌های "سفرهای گاليور" (Gulliver's Travels 1726/1735) ، "پينوکيو" (Pinocchio 1880) و ... ساخته شده است؟ تا کنون، چند نفر، آنها را تماشا کرده‌اند؟ تا کنون، اين کتاب‌ها، چند بار منتشر شده‌اند؟ تا کنون، چند نفر، اين کتاب‌ها (و نه خلاصه‌شده‌ی آنها) را خوانده‌اند؟

هر کسی، که اين فيلم‌ها يا کارتون‌ها را ديده باشد، (حتا اگر اين کتاب‌ها را نخوانده باشد) می‌فهمد، که از هر داستانی، روايت‌های بسيار متفاوتی، وجود دارد؛ و اگر اين کتاب‌ها را خوانده باشد، از تفاوتی، که ميان کتاب‌ها و روايت‌های سينمايی يا تلويزيونی، وجود دارد، حيرت می‌کند.

برای نمونه، کتابِ "سفرهای گاليور"، دارای چهار بخش است:

1. سفر به لی‌لی‌پوت (Lilliput)
2. سفر به براب‌دينگ‌نگ (Brobdingnag)
3. سفر به لاپوتا (Laputa) ، بلنی‌بربی (Balnibarbi) ، لگ‌نگ (Luggnagg) ، گلب‌دب‌دريب (Glubbdubdrib) و ژاپن (Japan)
4. سفر به کشورِ هوی‌هنم‌ها (Houyhnhnms)

در روايت‌های سينمايی و تلويزيونی، معمولاً، تنها، به دو بخشِ اول پرداخته می‌شود؛ و در همين دو بخش هم، تغييراتِ زيادی داده می‌شود؛ و تازه همين دو بخشِ تغييريافته هم، با جرح و تعديل، از تلويزيونِ ايران پخش می‌شود. برای نمونه، معمولاً، اين بخش:

"چند تن از درباريانِ امپراتور، از ميانِ جمعيت، راه گشودند، و التماس کردند، که بی‌درنگ، خود را، به کاخ برسانم، زيرا ساختمانِ علياحظرت ملکه، بر اثرِ غفلتِ يکی از نديمه‌های او، که هنگامِ خواندنِ داستان، به خواب رفته بود، آتش گرفته بود."
(سفرنامه گاليور - جانثن سويفت - ترجمه: دکتر منوچهر اميری - چاپ: 1351 - بنگاه ترجمه و نشر کتاب - صفحه: 117-116)

"از خوشبختی‌های بزرگی، که بر آدمی، در جهان، روی می‌دهد، يکی هم اين بود، که از آن همه شرابی، که نوشيده بودم، چيزی، به شکلِ ادرار، دفع نکرده بودم. اينک، گرمايی، که از نزديک شدنِ به زبانه‌ی آتش، و از تلاش در فرونشاندنِ آن، بر من چيره شده بود، سبب شد، که شراب، مثانه‌ی مرا برانگيزد، و من آنقدر ادرار کردم، و چنان آن را بَر شعله‌ها فرو باريدم، که در سه دقيقه آتش خاموش شد، و بازمانده‌ی آن بناهای عالی، که به ساليانِ دراز، برافراشته بودند، از ويرانی برکنار ماند."
(سفرنامه گاليور - جانثن سويفت - ترجمه: دکتر منوچهر اميری - چاپ: 1351 - بنگاه ترجمه و نشر کتاب - صفحه: 118-117)

از روايت‌های ايرانی، حذف می‌شود.

نمونه‌ی ديگر، "دورِ دنيا در هشتاد روز" (Around the World in Eighty Days 1872) است، (تا آنجا که من می‌دانم) آخرين فيلمی، که بر اساسِ اين داستان ساخته شده، Around the World in 80 Days (2004) است. در اين فيلم،

"فيلمساز، تنها، عنوان و طرح داستانیِ رمان ژول ورن را، حفظ کرده، و ماجراها و حوادث متنوع زيادی، در آن وارد می‌کند، و حال و هوای شرقی، به آن می بخشد."
(ژول ورن و سينما)

در اين فيلم، جکی چان (Jackie Chan 1954)

"يک دزد چينی فراری است، که مجسمه‌ی يشم بودا را، از بانک انگلستان می‌دزدد، و به طور تصادفی، با فاگ همراه می‌شود. فيلم، از نظر ساختار، به همان نسخه‌ی کلاسيک آندرسون شبيه است، اما، تبديلِ اثرِ کلاسيکِ ويکتوريايیِ ژول ورن، به کمدیِ اسلپ استيک، با ملغمه‌ای از هنرهای رزمی، روح اثر ژول ورن را، تباه کرده است."
(ژول ورن و سينما)

و برای اين که نمونه‌ای، از تغييراتِ ايرانیِ روايت بدهم، اشاره‌ای می‌کنم، به فيلمِ ديگری، از جکی چان، يعنی "شواليه‌های شانگهای" (Shanghai Knights 2003) ؛ در برخی بخش‌های اين فيلم، که هنرپيشه‌ها، به زبانِ چينی سخن می‌گويند، سخنانِ آنها، به شکلِ زيرنويس، درج می‌شود؛ در نسخه‌ی دوبله‌شده‌ی فيلم، اگر زيرنويسِ انگليسی، و دوبله‌ی فارسی را، با هم، مقايسه کنيم، حيرت می‌کنيم؛ برای نمونه، خواهرِ جکی چان، به او می‌گويد: "اين، همان دوستِ خل و چل (American friend) ..."

به گمانِ من، کاهشِ فزاينده‌ی مطالعه (به ويژه، مطالعه‌ی کتاب)، و به موازاتِ آن، افزايشِ فزاينده‌ی روی‌آوری به رسانه‌های ديداری و شنيداری، نشانه‌های ورود به دوره‌ای جديد است؛ در اين دوره، فرهنگِ بشری، يک بارِ ديگر، "شفاهی" می‌شود؛ تفاوتِ اين فرهنگِ شفاهی، با فرهنگِ شفاهیِ ابتدايی، وجودِ رسانه‌های ارتباطی و اطلاعاتیِ پيشرفته (اينترنت، تلفن و ...) است؛ در دورانِ فرهنگِ شفاهیِ ابتدايی، داستان‌ها، دهان‌به‌دهان، منتقل می‌شدند؛ داستان‌های آن دوران، وجودِ خارجی نداشتند؛ يعنی، تنها، در حافظه‌ی گوينده و شنونده بودند؛ به همين دليل هم، به مرورِ ايام، تغيير می‌کردند؛ در دورانِ فرهنگِ شفاهیِ عالی، داستان‌ها، وجودِ خارجی دارند، ولی، اين وجودِ خارجی، نمی‌تواند، مانعِ تغييرِ آنها را بشود؛ چرا که ناديده گرفته می‌شود.

در دورانِ فرهنگِ شفاهیِ ابتدايی، هنر، علم، فلسفه و ... نمودهای مختلفِ افسانه بودند؛ و چيزی، که کمترين اهميت را داشت، "واقعيت" بود؛ و چيزی، که معنا نداشت، "صِحَت" (دستِ‌کم، به معنای "مطابقت با واقعيت") بود؛ اما، در دورانِ فرهنگِ شفاهیِ عالی، که "واقعيت" و "صحت" (دستِ‌کم، از لحاظِ "نظری") اهميت فوق‌العاده‌ای يافته‌اند، اين نوع "تغيير"، گستره‌ی معنايیِ گسترده‌ای (از "تحريف" گرفته تا "تکميل") را پوشش می‌دهد؛ در دورانِ فرهنگِ شفاهیِ عالی، شناختِ بی‌واسطه، جای خود را، به روايتِ (نامطمئنِ) رسانه‌ای می‌دهد (برای نمونه، فيلمِ تاريخی، جای منابعِ معتبرِ تاريخی را می‌گيرد)؛ ولی آيا اين "روايت‌های رسانه‌ای"، سببِ ايجادِ نوعی "جَهلِ دانش‌مآبانه" نمی‌شود؟

End 
     
Previous Entry     Home     Next Entry
Hide
The Donya Times    تلگرام    سايت شخصی    سايت علوم    فال حافظ    مجله عين    ملاک    هنرسرا
All rights reserved to Homaioon Eslami. .کليه حقوق برای همايون اسلامی محفوظ است