H
.زيستگاه آينه ديدگاه است ديدگاه  
نوشته‌های برگزيده 
اداى دين به يک نويسنده
اعتبار نوشتار
انواع نقل قول
اولين کتاب تعبير خواب
اهميت سهراب سپهرى
به احترام توحش
به خاطر آوردن آينده
پيچيده‌سازى و توهم فهميدن
پيشنهادى براى بهبود عروض فارسى
جهل دانش‌مآبانه
چارچوب‌هاى جداگانه تجربه
چرخ‌فلک‌هاى شهربازى روح
خاستگاه عقاب
خالى قاب‌کرده
در آرزوى بدنى زيباتر
در باب تحقير
در باب هنر
درون‌پيدايى و دگرگونه‌آميزى
دستورالعمل‌هاى عمل‌نشده
راز گل سرخ
زبان فارسى در هنگامه دگرگونى‌هاى شتابنده
شفاهى‌نويسى در اينترنت
علاقه گوته به فرهنگ ايرانى
گريه در فرهنگ ايرانى
لات‌منشى در ميان روشنفکران
مفاهيم کلى
نکته‌اى در باب شاخص‌هاى اجتماعى
نگاهى به جملات مترادف
نگاهى به دگرگونى آوايى در زبان فارسى
نگاهى به هنر عامه
نگاهى به ياهاى ميانجى
همدلى
... همه نوشته‌ها 
Friday, May 27, 2005-
چارچوب‌های جداگانه تجربه
"زبان، تنها، ابزاری، برای گزارشِ تجربه نيست، بلکه، چارچوبِ آن است."
(Benjamin Lee Whorf)

يکی از ويژگی‌های جامعه‌ی ايرانی، وجودِ "چارچوب‌های چندگانه‌ی تجربه" است. يکی از اين چارچوب‌ها، عربی است. عربی، چارچوبِ علومِ قديمه است. اساسی‌ترين کتاب‌های علمی، فلسفی و دينیِ ايرانی، به زبانِ عربی است (برای نمونه، در زمينه‌ی فلسفه، شفای ابنِ سينا، حکمت الاشراقِ سهروردی، قبساتِ ميرداماد، اسفارِ ملاصدرا و ...). عربی‌نويسی، دلايلِ متفاوتی دارد. در دوره‌ای، که ايران، به تصرف اعراب درمی‌آيد، عربی، زبانِ حکومتی می‌گردد؛ پس عجيب نيست، که در اين دوره، نويسندگان، به عربی بنويسند. در دوره‌ی امپراتوریِ اسلامی، عربی، مبدل به زبانِ علمیِ پهنه‌ی وسيعی از جهان می‌گردد؛ و تمامیِ دانشمندان، به اين زبان می‌نويسند. در مقاطعی هم، برخی از عالمان، به سببِ واهمه‌ای، که از جاهلان داشته‌اند، به اين زبان نوشته‌اند. از سويی، چون عربی، زبانِ اسلام است (تمامیِ منابعِ دستِ اولِ اسلامی، از قرآن گرفته تا ادعيه و روايات، به زبانِ عربی‌اند)، ازاينرو، عالمانِ دينی، از ديرباز، به اين زبان نوشته‌اند.

چارچوبِ ديگر، انگليسی است. انگليسی، چارچوبِ علومِ جديده است. اساسی‌ترين کتاب‌های علمی، فلسفی و دينیِ جهانِ امروز، به زبانِ انگليسی است (حتی، کتاب‌هايی، که به انگليسی نوشته نشده‌اند، معمولاً، ابتدا، به انگليسی ترجمه می‌شوند؛ و بامزه اين که برخی کتاب‌های ايرانی، که به عربی نوشته شده‌اند، به انگليسی، ترجمه شده‌اند، ولی، به فارسی، خير!). اين چارچوب، از چارچوب‌های ديگر، جديدتر است. در واقع، با آغازِ مشروطه، که علاقه به شناختِ فرهنگِ جهانِ پيشرفته را، در پی داشت، چارچوب‌هايی، مانندِ روسی، فرانسه، آلمانی و ...، واردِ جامعه شدند، اما، رفته‌رفته، جای خود را به انگليسی دادند. اکنون ديگر، انگليسی، تنها، زبانِ دانشگاهيان و دانش‌پژوهان نيست؛ اکنون ديگر، نمی‌توان کالايی يافت (چه ساختِ خارج باشد، چه داخل)، که بر روی آن، چند کلمه انگليسی نوشته نشده باشد.

اما، بزرگترين چارچوب، فارسی است. فارسی، چارچوبِ همه‌جانبه‌ی زندگیِ ايرانی‌ست. اگر عربی و انگليسی، زبانِ نخبگان باشند، فارسی، زبانِ مردم است (به همين دليل هم هست، که شاعران و عارفان، زبانِ فارسی را برگزيده‌اند). اساسی‌ترين کتاب‌های هنری و عرفانیِ ايرانی، به زبانِ فارسی است (برای نمونه، ديوانِ حافظ، مثنوی مولوی، گلستانِ سعدی و ...). فارسی، که از ديرباز، موردِ بی‌مهریِ نخبگان بود، با آغازِ مشروطه، و رويکردِ نخبگانِ جديد، به تأليف و ترجمه، و همگانی شدنِ دانستن و آموختن، استخوان ترکاند. نخبگانِ جديد، پيروی: "همه چيز، برای همه" بودند، اما، نخبگانِ سنتی، بر اين باور بودند، که: "همه چيز را، نبايد، همه کس بداند"؛ اين بود که بسياری از کتاب‌های عربی، (بنا به مصلحت) به فارسی، ترجمه نشد. اما نتيجه چه بود؟

فارسی، نه تنها، رشد کرد، بلکه، بالغ شد؛ چارچوبی شد، برای تجربياتِ علمی، فلسفی و هنری جديد؛ اما، نيمه‌کاره بود؛ بخشی از جهان‌بينیِ ايرانی، با اين که در تمامِ زوايای زندگیِ اجتماعی، حضور داشت، به آن، راه نيافت؛ در واقع، فرصتِ حضورِ عينی (، که امکانِ تجربه و مقايسه شدن، در چارچوبِ فارسی را می‌دهد)، از آن، گرفته شد؛ که اين، به ازهم‌جدايیِ چارچوب‌ها انجاميد. اما، نتيجه‌ی ازهم‌جدايیِ چارچوب‌ها چيست؟ تشتتِ هويت، بحرانِ فرهنگی و .... چرا که:

"هنوز، جنگل، ابعادِ بی‌شمارِ خودش را،
نمی‌شناسد."
(مسافر - سهراب سپهری)

End 
     
Previous Entry     Home     Next Entry
Hide
The Donya Times    تلگرام    سايت شخصی    سايت علوم    فال حافظ    مجله عين    ملاک    هنرسرا
All rights reserved to Homaioon Eslami. .کليه حقوق برای همايون اسلامی محفوظ است