"حقيقتاً، ما، چه چيز را میبينيم، و چطوری میبينيم؟ شعرِ ما، آيا، نتيجهی ديدِ ما، و رابطِ واقعیِ بينِ ما، و عالمِ خارج، هست، يا نه""وقتی، که شما، مثلِ قدما میبينيد""با کلماتِ همان قدما، و طرزِ کارِ آنها، بايد، شعر بسراييد""اما، اگر از پیِ کارِ تازه، و کلماتِ تازهايد، لحظهای، در خود، عميق شده، فکر کنيد. آيا چطور ديدهايد. پس از آن، عمده مسئله، اين است، که ديدِ خود را، با چه وسائلِ مناسب، بيان کنيد."
(نيما يوشيج - روشنتر از خاموشی - به کوشش: مرتضی کاخی - چاپ دوم: 1369 - انتشارات آگاه - ص: 87)
اما، شعر را، چگونه بايد تازه کرد؟ آيا معنای تازه، به تنهايی، میتواند، شعر را، تازه کند؟
"شعرِ واقعی را، معنیِ تازه، نه زيبا میکند، نه نو" چرا که،" در کارِ تازهتر، مصالحِ تازهتر، لازم میآيد. همين که معنی عوض شد، صورت هم (که معنی، به آن، معتبر است) بايد عوض شود، و همچنين به عکس"
(نيما يوشيج - روشنتر از خاموشی - به کوشش: مرتضی کاخی - چاپ دوم: 1369 - انتشارات آگاه - ص: 80)
اما، به راستی، چه چيزهايی، بايد عوض شود؟ و چگونه؟
"اگر ديد، ديدِ امروزی باشد، زبان هم، کلماتِ خودش را پيدا میکند، و هماهنگی در اين کلمات را، و وقتی، زبان، ساخته و يکدست و صميمی شد، وزنِ خودش را، با خودش میآورد، و به وزنهای متداول تحميل میکند."
(فروغ فرخزاد - روشنتر از خاموشی - به کوشش: مرتضی کاخی - چاپ دوم: 1369 - انتشارات آگاه - ص: 627)
در واقع، به باورِ بيشترِ اين شاعران، برای تازه کردنِ شعر،
بايد، دو دستورالعمل را، به کار بست:
1. استفاده از زبانِ روز.
2. سازگار کردنِ عروض، با زبانِ روز.
به گفتهی آنان:
"وزن، بايد، از نو ساخته شود، و چيزی، که وزن را میسازد، و بايد، اداره کنندهی وزن باشد - برعکسِ گذشته - زبان است. حسِ زبان، غريزهی کلمات، و آهنگِ بيانِ طبيعیِ آنها.""در شعرِ فارسی، وزنهايی هست، که شدت و ضربههای کمتری دارند، و به آهنگِ گفتگو نزديکترند، همانها را، میشود، گرفت، و گسترش داد."
(فروغ فرخزاد - روشنتر از خاموشی - به کوشش: مرتضی کاخی - چاپ دوم: 1369 - انتشارات آگاه - ص: 628)
در عمل، به دستورالعملِ دوم (: سازگار کردن عروض با زبانِ روز) توجهی نمیشود. عروض، از شعرِ بسياری از شاعران، حذف میشود. و جالب اينکه برخی از آنان، کلمات و عباراتِ باستانی را، به کار میگيرند، که شعرشان، آهنگين شود! گروهی هم، که به زبانِ محاوره، شعر میگويند، برعکسِ دستورالعملِ دوم (: سازگار کردنِ عروض با زبانِ روز)، عمل میکنند. در واقع، تنها (البته، نه هميشه) به دستورالعملِ اول (: استفاده از زبانِ روز)، عمل میشود. اما، چرا؟
"چون""کمتر، از روی واقعيت و لزوم و حالی، شعری گفته میشود، کمتر، از روی واقعيت و لزوم و حالی هم، گوينده، پیجوی مصالح و وسائلِ کارِ خود است."
(نيما يوشيج - روشنتر از خاموشی - به کوشش: مرتضی کاخی - چاپ دوم: 1369 - انتشارات آگاه - ص: 81)
اما، نتيجه چيست؟
"شعرهايی""سروده میشوند"، که"آزاد، از همه گونه قيد هستند"؛ چرا که بسياری از شاعران، نمیدانند، که "بینظمی هم، بايد، از روی نظمی، انجام بگيرد."
(نيما يوشيج - روشنتر از خاموشی - به کوشش: مرتضی کاخی - چاپ دوم: 1369 - انتشارات آگاه - ص: 80)