H
.زيستگاه آينه ديدگاه است ديدگاه  
نوشته‌های برگزيده 
اداى دين به يک نويسنده
اعتبار نوشتار
انواع نقل قول
اولين کتاب تعبير خواب
اهميت سهراب سپهرى
به احترام توحش
به خاطر آوردن آينده
پيچيده‌سازى و توهم فهميدن
پيشنهادى براى بهبود عروض فارسى
جهل دانش‌مآبانه
چارچوب‌هاى جداگانه تجربه
چرخ‌فلک‌هاى شهربازى روح
خاستگاه عقاب
خالى قاب‌کرده
در آرزوى بدنى زيباتر
در باب تحقير
در باب هنر
درون‌پيدايى و دگرگونه‌آميزى
دستورالعمل‌هاى عمل‌نشده
راز گل سرخ
زبان فارسى در هنگامه دگرگونى‌هاى شتابنده
شفاهى‌نويسى در اينترنت
علاقه گوته به فرهنگ ايرانى
گريه در فرهنگ ايرانى
لات‌منشى در ميان روشنفکران
مفاهيم کلى
نکته‌اى در باب شاخص‌هاى اجتماعى
نگاهى به جملات مترادف
نگاهى به دگرگونى آوايى در زبان فارسى
نگاهى به هنر عامه
نگاهى به ياهاى ميانجى
همدلى
... همه نوشته‌ها 
Saturday, July 30, 2005-
راه نرفته - رابرت فراست
The Road Not Taken

"Two roads diverged in a yellow wood,
And sorry I could not travel both
And be one traveler, long I stood
And looked down one as far as I could
To where it bent in the undergrowth;

Then took the other, as just as fair
And having perhaps the better claim,
Because it was grassy and wanted wear;
Though as for that, the passing there
Had worn them really about the same,

And both that morning equally lay
In leaves no step had trodden black
Oh, I kept the first for another day!
Yet knowing how way leads on to way,
I doubted if I should ever come back.

I shall be telling this with a sigh
Somewhere ages and ages hence:
two roads diverged in a wood, and I --
I took the one less traveled by,
And that has made all the difference."

(Robert Lee Frost 1874-1963)
راهِ نرفته

"در يک دوراهی، در جنگلِ زرد،
با تأسف از اين که نمی‌توان يک مسافر بود، و دو راه را پيمود،
مدتی دراز ايستادم،
و يکی از راه‌ها را، تا جايی که چشم می‌ديد،
تا آنجا، که در بوته‌زار می‌پيچيد، نگريستم.

سپس، راهِ ديگر را، در پيش گرفتم،
که همان اندازه خوب، و شايد از جَهاتی، بهتر بود،
چرا که پُر از عَلف بود، و نيازمندِ پا خوردن،
هر چند که آمدورفتِ رهگذران، عملاً،
هر دو راه را، نسبتاً، به يک اندازه، پاخورده کرده بود.

هر دو راه، در آن صبحگاه، پوشيده از برگ‌هايی بود،
که سياه و لگدمال نشده بودند،
راهِ اول را، برای روزِ ديگر گذاشتم،
با اين همه، چون می‌دانستم، که هر راهی، به راهی ديگر می‌انجامد،
ترديد داشتم، بتوانم، دوباره برگردم.

سال‌ها می‌گذرد، و به جايی می‌رسم،
که آهی کشيده، بگويم:
در يک دوراهی، در جنگل،
راهی را برگزيدم، که کمتر رفته بودند،
و همين، سببِ اين همه تفاوت شده است."

(رابرت فراست)

End 
     
Previous Entry     Home     Next Entry
Hide
The Donya Times    تلگرام    سايت شخصی    سايت علوم    فال حافظ    مجله عين    ملاک    هنرسرا
All rights reserved to Homaioon Eslami. .کليه حقوق برای همايون اسلامی محفوظ است