به گمانِ من، هيچکدام از پديدههای اجتماعی، به تنهايی، نمیتوانند، نشانگرِ سَطحِ پيشرفتِ يک جامعه، يا معياری، برای مقايسهی سطحِ پيشرفتِ دو جامعه
باشند. برای نمونه،
با توجه به "گاهنمای بينالمللیِ حقِ رأی زنان"
(
International Women's Suffrage
Timeline)
که در ادامه میآيد،
آيا "حقِ رأیِ زنان" میتواند، به تنهايی، شاخصِ مناسبی، برای ارزيابیِ وضعيتِ اجتماعیِ کشورهای مختلف باشد؟
گاهنمای بينالمللیِ حقِ رأی زنان
1893 زلاندِ نو
1902 استراليا (به استثنای بوميان؛ زنان و مردانِ بومی، تا سال 1962، از حقِ رأی محروم بودند)
1906 فنلاند
1913 نروژ
1915 دانمارک
1917 کانادا (به استثنای بوميان؛ زنان و مردانِ بومی، تا سال 1960، از حقِ رأی محروم بودند)
1918 اتريش، آلمان، لهستان، روسيه
1919 هلند
1920 ايالات متحدهی آمريکا
1921 سوئد
1928 بريتانيا، ايرلند
1931 اسپانيا
1944 فرانسه
1945 ايتاليا
1947 آرژانتين، ژاپن، مکزيک، پاکستان
1949 چين
1950 هندوستان
1954 کلمبيا
1957 مالزی، زيمبابوه
1962 الجزاير
1963 ايران، مراکش
1964 ليبی
1967 اکوادور
1971 سوئيس
1972 بنگلادش
1974 اردن
1976 پرتقال
1989 ناميبيا
1990 ساموا
1993 قزاقستان، مولداوی
1994 افريقای جنوبی
2005 کويت
1. برونئی و اماراتِ متحدهی عربی، تنها کشورهايی هستند، که در آن، حقِ رأی (نه برای زنان و نه برای مردان)، وجود ندارد.
2. عربستانِ سعودی، تنها کشوریست، که با وجودِ حقِ رأی، در آن، زنان، حقِ رأی ندارند.