|
در "شيوهنامه"
آمده - لازم به
ذکر است، که شيوهی
نگارشِ
نوشتههای
نقلشده،
با اصلِ آنها
تفاوت دارد -
که:
|
|
"کسرهی اضافه، در حقيقت، مصوتِ کوتاهِ
e
است، که ميانِ مضاف و مضافٌ اليه، يا ميانِ موصوف و صفت قرار میگيرد:
|
|
ديوارِ باغ (مضاف و مضافٌ اليه)
ديوارِ بلند (موصوف و صفت)
|
کسرهی اضافه، اگر بعد از کلمهای بيايد، که مختوم به صامت باشد، در نوشتار علامتِ خاصی ندارد (جز احياناً علامتِ 'زير') و بنابراين مشکلی ايجاد نمیکند.
کسرهی اضافه، اگر بعد از کلمهای بيايد، که مختوم به مصوّت باشد، چون توالیِ دو مصوت، در فارسی، محال است، ناچار ميانِ آنها يک حرفِ صامت میآيد، که اصطلاحاً، به آن 'صامتِ ميانجی' میگويند. اين صامتِ ميانجی، در اکثرِ موارد، 'ی'
(y)
است، و در بعضی موارد 'و'
(v)
و 'همزه' و 'د'. در زير
اين موارد را
بررسی
میکنيم."
(شيوهنامه - ويرايش دوم - چاپ پنجم: 1381 - مرکز نشر دانشگاهی - ص: 21)
|
|
"بعد از مصوتهای 'ا'
(ä)
و 'و'
(u)
، صامتِ ميانجیِ 'ی' میآيد، و به همين صورت نوشته میشود:
|
|
خدا + مهربان ← خدای مهربان
آهو + دشت ← آهوی دشت"
|
|
(شيوهنامه - ويرايش دوم - چاپ پنجم: 1381 - مرکز نشر دانشگاهی - ص: 21-22)
|
|
تا اينجا، با "شيوهنامه" موافقم؛ اما، آنجا که میگويد:
|
|
"بعد از 'هـ' غيرِ ملفوظ، که در حقيقت، جانشينِ مصوت است، در گفتار، صامتِ ميانجیِ 'ی'
(y)
میآيد، و در نوشتار، 'همزه' در بالای 'هـ' نوشته میشود:
|
|
خواننده + روزنامه ← خوانندهء روزنامه
جامه + سياه ← جامهء سياه"
|
|
(شيوهنامه - ويرايش دوم - چاپ پنجم: 1381 - مرکز نشر دانشگاهی - ص: 22)
|
به گمانِ من، درست نيست. رويکردِ جاری، در فارسیِ
نوشتاریِ معاصر (دستِکم، در سطوحِ تخصصی)، آوردنِ صامتِ ميانجیِ "ی"
(y)
است. شايد يک دليلِ رواجِ چنين رويکردی، دشواریِ همزهگذاری، در فضای مجازی (به سببِ کامل نبودنِ فونتهای فارسی) باشد؛ و شايد دليلِ ديگر، ريزیِ فزايندهی حروفِ نوشتههای چاپی (که سببِ کاهشِ خوانايیِ همزه میگردد) باشد؛ و شايد همهگير نشدنِ کاربردِ "ی" در چنين مواردی، دلايلِ زيبايیشناختی داشته باشد.
و آنجا هم که میگويد:
|
|
"بعد از مصوتِ مرکبِ
ow
در گفتار، صامتِ ميانجیِ 'و'
(v)
میآيد، ولی در نوشتار، علامتی نمیگيرد (برای توضيحِ بيشتر، رجوع شود به 'مصوتِ مرکبِ
ow'):
|
|
راهرو + باريک ←
راهروِ باريک
خسرو + خوبان ← خسروِ خوبان"
|
|
(شيوهنامه - ويرايش دوم - چاپ پنجم: 1381 - مرکز نشر دانشگاهی - ص: 22)
|
|
باز، به گمانِ من، نادرست است. تا آنجا که من میدانم، بسياری از فارسیزبانانِ امروزی، در گفتار، از صامتِ ميانجیِ "و"
(v)
استفاده نمیکنند؛ آنان، عموماً، از صامتِ ميانجیِ "ی"
(y) و مصوتِ کوتاهِ
e
استفاده میکنند؛ نه صامتِ ميانجیِ "و"
(v)؛ البته، در فضای مجازی، بسياری، اين گونه
هم، مینويسند؛
يعنی:
|
|
دو + صدمتر ←
دوِ صدمتر
جلو + خانه ←
جلوی خانه
|
|
در مجموع، به گمانِ من، در چهار
(يا شايد هم
پنج) مورد - يعنی، پس از "ا"
(ä)، "و"
(ow
،(u
و "هـ" غيرِملفوظ - میتوان، از صامتِ ميانجیِ "ی"،
در نوشتارِ
فارسی استفاده کرد:
|
|
پا + شکسته ←
پای شکسته
مو + طلايی ←
موی طلايی
راهرو + تاريک ←
راهروی تاريک
دسته + صندلی ←
دستهی صندلی
|
|
1. در "شيوهنامه"
آمده که:
|
"مصوتِ مرکبِ
ow
حرفِ 'و' پايانی، هنگامی که مصوتِ مرکبِ
ow
باشد، و در حالتِ اضافه يا ملکيت يا نسبت يا وحدت و نظايرِ اينها، قبل از مصوتِ ديگری قرار گيرد، در نوشتن تغيير نمیکند (ولی در خواندن،
ow
تبديل به
ov
میشود):
|
|
بنويسيد
دوِ صدمتر
جوِ دوسر
لباسِ نُوم
راهروِ تاريک
رهروی مانندِ
او
خسروان
جلوِ خانه
پلوِ بیخورش
| |
ننويسيد
دوی صدمتر
جوی دوسر
لباسِ نويم/ لباسِ نوام
راهروی تاريک
رهرويی مانندِ او/
رهروای مانندِ او
خسرويان
جلوی خانه
پلوی بیخورش
|
|
تذکر: بايد دانست، که مصوتِ 'و' پايانی، در همهی کلماتِ فارسی (يا کلماتِ عربی و ترکیِ رايج در فارسی) در حقيقت، مصوتِ مرکبِ
ow
است (و نه مصوتِ کوتاهِ
o)
، مگر در موردِ سه کلمه: تو (ضميرِ دوم شخصِ مفرد)، دو (عدد) و چو (فقط مستعمل در شعر، به معنای 'هنگامی که' يا 'چون'). در موردِ کلماتی، که در صد سالِ اخير، از زبانهای خارجی، به فارسی وارد شدهاند (مانندِ تابلو، راديو و ...) هنوز، دستوريان، تصميمِ نهايی نگرفتهاند، که آيا بايد حرفِ پايانیِ آنها را، مصوتِ مرکبِ
ow
به شمار آورد، يا مصوتِ کوتاهِ ـُ
(o).
اما رفتارِ فارسیزبانان، با اين مصوت، در سالهای اخير، به مصوتِ کوتاه گرايش دارد."
(شيوهنامه - ويرايش دوم - چاپ پنجم: 1381 - مرکز نشر دانشگاهی - ص: 27-28)
|
|
يکی از چيزهايی، که امروزه، زبانِ فارسی - و آنچه که با آن مرتبط است (مانندِ شعر) - را، دچارِ بحران کرده، به گفتهی گلشيری:
|
"نکتهایست، که زبانشناسان، آن را، غيرِمعتبر شدنِ کوتاه و بلند بودنِ طولِ هجاها، در زبانِ فارسی میگويند"
(در ستايش شعر سکوت - هوشنگ گلشيری - چاپ اول: 1374 - انتشارات نيلوفر - ص: 20)
|
|
در همين مورد، میتوانيد نگاهی بکنيد به: "مصوتهای فشرده زبان فارسی" و "نگاهی به دگرگونی آوايی در زبان فارسی".
|
|
2. در "شيوهنامه"
آمده که:
|
|
"صامتِ ميانجیِ 'همزه'، فقط، مربوط به کلماتِ مأخوذ از عربی است. فارسیزبانان ترجيح میدهند، همزهای را، که بعد از حرفِ 'ا'
(ä)
میآيد، به صورتِ 'ی' بنويسند و تلفظ کنند:
|
|
علماء + بزرگ ← علمای بزرگ
املاء + کلمه ← املای کلمه"
|
|
(شيوهنامه - ويرايش دوم - چاپ پنجم: 1381 - مرکز نشر دانشگاهی - ص: 22)
|
|
به اين دليل، و به اين دليل، که فارسیزبانان ترجيح میدهند، با کلماتِ مختوم به "اء"، مانندِ کلماتِ مختوم به "ا" رفتار کنند (برای نمونه، آنها را، بدونِ "ء" بنويسند،) من، اين کلمات را، در گروه کلماتِ مختوم به "ا" جای دادهام.
|