"شيرجه" يعنی چه؟ هيچ میدانستيد، که
واژهی "شيرجه"
از دو واژهی "شير" (نامِ حيوانی درنده) و "جه" (جهش) ساخته شده، و معنای اصلیِ آن "جَهشی، مانندِ جَهيدنِ شير" است؟
هيچ واژهی تازهسازی (در زبانِ فارسی)، کاملاً، تازه نيست؛ بلکه، آميزهای از واژههای کهنه است؛ تلاشیست، برای شناساندنِ چيزی ناآشنا، به ياریِ واژههای آشنا؛ شناسنامهای کوتاه است، که گاه به کارکردِ يک چيز میپردازد (: پاککن)، گاه به شکلِ يک چيز (: چشمبلبلی) و گاه ...؛ و هر چه بنيانهای کهنهی يک واژهی تازهساز، آشکارتر باشند، اين معرفینامه، کارسازتر است؛ اين ويژگی (يعنی، آشکاریِ بنيانهای واژه)، که در اين نوشتار، به آن "درونپيدايی" میگوييم، يکی از مهمترين دلايلِ پذيرش يا عدمِپذيرشِ يک واژهی تازهساز است. برای نمونه، يکی از دلايلِ جا نيفتادنِ واژهی "رايانه" (با وجود تلاشِ گستردهی نهادهای رسمی)، ناپيدايیِ بنيانهای آن است؛ "رايانه" از نظرِ "درونپيدايی"، (دستِکم، برای بيشترِ مردم) هيچ تفاوتی با "کامپيوتر" ندارد؛ چند نفر میدانند، که "رايانه"، بَرگرفته از فعلِ ازيادرَفتهی "راياندن" است؟
يکی ديگر از ويژگیهای واژههای فارسی، که در اين نوشتار، آن را، "دگرگونهآميزی"، میناميم، "ترکيبِ همراه با دگرگونیِ ساختاری" است؛ برخی واژهها، به هنگامِ ترکيب، فرايندِ (نسبتاً) پيچيدهای را میگذرانند:
روش + زيستشناسی
←
روشِ زيستشناختی
نگرش + مردمسالاری
←
نگرشِ مردمسالارانه
مَردان + آلبانی
←
مَردانِ آلبانيايی
و اين، سببِ دلزدگیِ بسياری از مردم میگردد؛ دليلِ اين "دگرگونهآميزی"، عموماً، "آسانسازیِ تلفظ" است.
به گمانِ من، افزايشِ "درونپيدايی" و کاهشِ "دگرگونهآميزی"، سببِ افزايشِ پذيرشِ واژههای تازهساز میشوند.