H
.زيستگاه آينه ديدگاه است ديدگاه  
نوشته‌های برگزيده 
اداى دين به يک نويسنده
اعتبار نوشتار
انواع نقل قول
اولين کتاب تعبير خواب
اهميت سهراب سپهرى
به احترام توحش
به خاطر آوردن آينده
پيچيده‌سازى و توهم فهميدن
پيشنهادى براى بهبود عروض فارسى
جهل دانش‌مآبانه
چارچوب‌هاى جداگانه تجربه
چرخ‌فلک‌هاى شهربازى روح
خاستگاه عقاب
خالى قاب‌کرده
در آرزوى بدنى زيباتر
در باب تحقير
در باب هنر
درون‌پيدايى و دگرگونه‌آميزى
دستورالعمل‌هاى عمل‌نشده
راز گل سرخ
زبان فارسى در هنگامه دگرگونى‌هاى شتابنده
شفاهى‌نويسى در اينترنت
علاقه گوته به فرهنگ ايرانى
گريه در فرهنگ ايرانى
لات‌منشى در ميان روشنفکران
مفاهيم کلى
نکته‌اى در باب شاخص‌هاى اجتماعى
نگاهى به جملات مترادف
نگاهى به دگرگونى آوايى در زبان فارسى
نگاهى به هنر عامه
نگاهى به ياهاى ميانجى
همدلى
... همه نوشته‌ها 
Wednesday, September 14, 2005-
نگاهی به هنر عامه
شايد، مقايسه‌ی تنديسِ "ايثار" (Pietá) ميکل‌آنژ (Michelangelo di Lodovico Buonarroti Simoni 1475-1564):

Image hosted by TinyPic.com

با تنديسِ "قاشقِ پُل و گيلاس" (Bridge Spoon and Cherry) اُلدنبرگ (Claes Oldenburg 1929):

Image hosted by TinyPic.com

يا مقايسه‌ی تنديسِ "داوود" (David) ميکل‌آنژ:

Image hosted by TinyPic.com

با تنديسِ "گيره‌ی رخت" (Clothespin) اُلدنبرگ:

Image hosted by TinyPic.com

بتواند، به ما، درکِ بهتری از تفاوتِ دو ديدگاهِ هنری - يعنی، هنرِ رُنسانس (Renaissance art) و هنرِ عامه (pop art) - بدهد.

رنسانس (Renaissance)، آغازِ تأثيرِ انسان‌باوری (humanism) و دُنيوی‌سازی (Secularism) بَر ابعادِ گوناگونِ زندگی انسانی‌ست. ميکل‌آنژ (به عنوانِ يک هنرمندِ شاخصِ رنسانس)، هنرمندی مسيحی‌ست، که آثاری مذهبی، برای خريدارانی مسيحی (مانندِ پاپ) خلق می‌کند؛ اما، چنان شيفته‌ی پيکرِ انسان است، که به هنگامِ آفرينش، همه چيز را، از ياد می‌برد؛ با اين همه، آثارش، دارای معنايی، در وَرای خود، هستند؛ آنها، برپايه‌ی مضامينی، شکل می‌گيرند، که خريدار، آنها را، به خوبی می‌داند؛ و نمی‌تواند خلافِ آنها را بپذيرد.

در هنرِ رنسانسی، شخصيت‌ها، آسمانی‌اند، ولی، بدن‌ها، زمينی شده‌اند؛ هنوز، پشتِ اين پيکرهای مادی، دنيايی روحانی‌ست؛ هر چيزی، هر وضعيتی و هر حرکتی، اشاره‌ای‌ست، به معنايی آن‌جهانی؛ هنرِ رنسانسی، جسمانی کردنِ معنويت است؛ بُتی‌ست، در عبادتگاه!

از دورانِ رنسانس، قرن‌ها می‌گذرد؛ و انسان‌باوری و دنيوی‌سازی، همه‌ی ابعادِ زندگیِ انسانی را، درهم می‌نوَردند؛ همه‌ی چيزهايی، که هاله‌ای از ابهام دارند، يا ابهام‌زدايی می‌شوند، يا فراموش؛ نسبيتِ مادی، جای جَزميتِ روحانی را می‌گيرد؛ انسان، معيارِ معرفت می‌گردد؛ و نخبه‌سالاری، رفته‌رفته، جای خود را، به توده‌سالاری می‌دهد؛ جای ابَرانسان‌ها (و گاه خدايان) را - که زمانی، يکه‌تازِ صحنه‌های هنری بودند - رفته‌رفته، انسان‌ها و انسان‌ساخته‌ها - حتا پيشِ‌پاافتاده‌ترين اشيا - می‌گيرند؛ مضامين، چنان ساده می‌شوند، که برای درکِ‌شان، نيازی، به پيشينه‌ی فرهنگی نيست؛ و چون چيزی، دَر پَسِ خود ندارند، نيازی به موشکافی ندارند؛ خوراکِ هَماره‌آماده، برای هر نوع ذائقه! و اين گونه است، که هنرِ عامه (pop art) همه‌گير می‌گردد؛ و هنر، که زمانی، تکليفی مذهبی بود، و زمانی، تجملی اشرافی، و ...، تفريحی عمومی می‌گردد؛ هنرِ عامه، (اغلب) بازيچه‌ای‌ست، در گردشگاه (و اين، به گمانِ من، عيب نيست)!


حواشی:

* برخی از تنديس‌های اُلدنبرگ
* برخی از تنديس‌های امروزی

End 
     
Previous Entry     Home     Next Entry
Hide
The Donya Times    تلگرام    سايت شخصی    سايت علوم    فال حافظ    مجله عين    ملاک    هنرسرا
All rights reserved to Homaioon Eslami. .کليه حقوق برای همايون اسلامی محفوظ است